کیفیت تصویر: پایین (تغییر)
پشت صحنه تئاتر در انتظار گودو
برای مشاهده ویدئو ها شما نیاز به فلش پلیر دارید، لطفا فلش پلیر را از لینک زیر دانلود بفرمایید.
Get Adobe Flash player

به تماشای کسی که نمی آید خوش آمدید .....
این روزها تئاتر شهر که می روی قدمهایت آهسته می شود و به خودت می آیی و می بینی  روی صندلی های سالن اصلی به انتظار گودو نشسته ای .....
این نمایشنامه یکی از آثار معروف و قابل تعمق بکت نمایشنامه نویس خوش فکر می باشد، که سرگشتگی و انتظار دو شخصیت به نامهای ولادیمیر و استراگون را نشان می دهد.

 

همایون غنی زاده طراح و کارگردان خلاق تئاتر که سوابقش در این مدت نشانگر نگاهی نوین و زبانی تازه است این نمایشنامه را در فضایی وهم آلود به تصویر کشیده که از نظر طراحی صحنه تماشاچی هیچ عمقی در آن حس نمی کند. این طراحی صحنه و فضای سفید بدون عمق که فضایی ابزورد را نشان می دهد در طول اجرا تماشاچی را با خود همراه می کند . در خیلی از لحظه های نمایش سفیدی صحنه به قدری زیاد می شود که حتی کاراکترها با لباسهای سفید تنها با کلاه و پوشش مشکی شان قابل شناسایی می باشند. درخت که سمبل رویش است در این طراحی نازایی و انتظار را فریاد می زند، درختی که نه تنها جوانه نمی زند بلکه گوگو و دی دی می خواهند خودشان را با آن دار بزنند.همایون غنی زاده با طراحی بسیار زیبا و بازیگران با بازیهای خلاقانه فضای انتظار و روزمرگی را با زیبایی هر چه تمامتر به تصویر کشیده اند و دین خود را به بکت که تاکید در اجرای خط به خط نمایشنامه اش دارد ادا کرده اند.
کارگردان در این نمایش کاملا به نمایشنامه وفادار است و سه ساعت زمان اجرا به هیچ وجه تماشاچی را خسته نمی کند.
انتظار گودو درباره غول بی شاخ و دمی به نام زندگیست که گویی زمان و مکان در آن معنی ندارد درست مثل صحنه تماما سفیدی که وقتی پایت را درونش می گذاری انگار به بی وزنی رسیده ای.
هیچ چیز در دنیا ارزش ندارد.هیچ چیز وجود ندارد
آنها منتظر گودو هستند گودویی که به "گاد" خیلی نزدیک است و حتی القاب.
 دیدی و گوگو که  نماینده ای از همه آدمهای این دنیای منتظر ناجی اند.


گفتگوی اختصاصی سایت پشت صحنه
 
همایون غنی زاده:

اندیشه بکت خیلی همیشه برای من جذاب بوده و دوست داشتم نمایشنامه هاش رو کار کنم ، از اینکه این اتفاق افتاد و در کنار دوستان دارم این کار رو انجام می دم خیلی خوشحالم. طراحی صحنه گودو و لی نین هر دو سفیده با این تفاوت که در گودو هیچ عمقی در کار دیده نمی شه و این فضای سفید نشون دهنده یک بیابونه با تنها درختی که در اون وجود داره ، امیدوارم تماشاچیها دوست داشته باشن.


پیمان معادی (ولادیمیر): یعنی وقتی همه رنج می بردن من خواب بودم ... الانم خوابم ... فردا که بیدار شدم راجع به امروز چی بگم؟

هر شب دو ساعت و بیست دقیقه اجرا می ریم , استقبال مردم خستگی رو از تنمون بیرون می کنه. من نقش ولادیمیر رو بازی می کنم که همراه رضا بهبودی عزیز شش ماهه داریم تمرین می کنیم . شاید باورش برای مردم سخت باشه ولی این شش ماه رو ما حتی یک روز هم استراحت نکردیم . این متن انقدر جذابه که به نظرم لازم نیست ما کار ویژه ای انجام بدیم و امیدوارم مردم خوششون اومده باشه. واقعا سعی کردم اون چیزی رو انجام بدم که آقای غنی زاده خواسته بودن، نمی دونم چقدر موفق بودم و از این تجربه کنار دوستان خیلی لذت بردم و به همشون خسته نباشید می گم.



رضا بهبودی (استراگون): هیچ خبریم نیست نه کسی میاد ، نه کسی می ره ...

این نمایش کلا کار سختیه و امیدوارم که از پسش براومده باشیم. و تماشاچی احساس خصران نکنه از وقتی که برای تماشای این نمایش گذاشته و مفاهیم دلخواه کارگردان رو رسونده باشم، چون به نظرم انقدر متن تاویل پذیره که هر گروه اجرایی در بهترین حالت می تونه مدعی باشه اندکی از این دریا رو چشیده , البته این برداشت منه. به هر حال بکت و در انتظار گودو متنیه که فکر می کنم در تاریخ درام از سوفوکل و یونان به این طرف جز 7،8 تا متن درام تاریخ بشره.


رامین سیار دشتی (لاکی): نظر به وجود ذات باری، به استناد اسناد هو هو هو ..:

این متن و این کار از جنس کاراییه که در نگاه اول تصور می شه که مخاطب پسند نیست ولی ما شاهد هستیم که عکسش دیده شده و و کار خیلی پر مخاطبه و همه راضی از سالن بیرون می رن.در رابطه با نقش خودم لاکی یکی از پیچیده ترین شخصیتهای این اثره. لاکی به عنوان یه آدمیه که بردس و انگار با طناب به صاحبش وصل شده هیچ وقت حرف نمی زنه مگر اینکه ازش بخوان فکر کنه و در فکر کردن ناگهان به یک انفجار کلمات و جملات در هم برهم می رسه انگار که شما پیچ رادیو رو باز کنی و موجها رو عوض کن . من خودم به شدت این متن رو دوست دارم.

علی سرابی (پوتزو):انسان روی قبر به دنیا میاد،یه لحظه نور می تابه ، بعد نور می ره، تاریکیه .....

 

عوامل صحنه:

بازیگران (به ترتیب حروف الفبا):
رضا بهبودی، علی سرابی، رامین سیار دشتی، باران معادی، پیمان معادی
نویسنده : ساموئل بکت
مترجم:حمید احیا
طراح و کارگردان : همایون غنی زاده
تهیه کننده : نورالدین حیدری ماهر
بازنویسی، طراح صحنه و لباس : همایون غنی زاده
طراح چهره پردازی: ماریا حاجیها
طراح نور: رضا خضرایی
طراح پوستر و بروشور: یحیی پاکدل
گروه کارگردانی: سعید غفاری، سمیرا یوسفی، قاسم غضنفری، حمید قامتی
امور بین الملل: پویا منشی زاده، شایا قاسم پوری
دستیار طراح لباس: الهام جعفری معین
جامه دار: شهرزاد کاظممی فروز
ساخت آکسسوار: سعید غفاری
مدیر روابط عمومی: محرم براتی
مشاور رسانه ای: درنا مدنی
تبلیغات فضای مجازی: امیر قالیچی، نوید آغاز، شایا قاسم پوری
دوخت لباس: پروانه زارعی، مریم رفیعی

 

تهیه گزارش: ساینا عطایی و طاها گلکار (تاگو)

به اشتراک گذاشتن
این ویدئو را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
به زودی در پشت صحنه
پشت صحنه های زیر در مرحله تولید هستند، با عضویت در خبرنامه سایت با ما همراه باشید.
  • پشت صحنه نمایش قصر
  • پشت صحنه نمایش دل سگ
  • پشت صحنه نمایش همه چیز درباره آقای ف
  • پشت صحنه نمایش ناقوس ها برای چی ن به صدا در می آیند؟
  • پشت صحنه نمایش رد پای صورتی
  • پشت صحنه نمایش مسخ
  • پشت صحنه نمایش در اعماق
  • پشت صحنه نمایش هیولا خوانی
  • گزارش کامل جشنواره امید
  • پشت صحنه فیلم سینمایی ارغوان
عضویت در خبرنامه
با عضویت در خبرنامه سایت میتوانید از آخرین ویدئو ها و امکانات اضافه شده به سایت با خبر شوید.
.تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت و ویدئوهای اختصاصی آن برای موسسه فرهنگی و هنری گل محفوظ می باشد
Powered by Golgraphic