کیفیت تصویر: پایین (تغییر)
پشت صحنه تئاتر ملکه زیبایی لی نین
برای مشاهده ویدئو ها شما نیاز به فلش پلیر دارید، لطفا فلش پلیر را از لینک زیر دانلود بفرمایید.
Get Adobe Flash player

وقتی گودو نمی آید و تماشاچیان هم چنان در انتظار گودو سالن اصلی تئاتر شهر را ترک می کنند ، ملکه لی نین بار دیگر ما را به صحنه می خواند ، تا اینبار به دیدن ملکه ای برویم که تبدیل به پیر دختری چهل ساله شده که از مادر پیرش مواظبت می کند ؛ مادری که چون غیر از دخترش هم صحبتی ندارد و کسی نیست که از او مراقبت کند ، چشم دیدن هیچ مردی را ندارد که سر راه دخترش قرار گیرد.

ملکه زیبایی لی نین نمایشنامه ای زیبا به نویسندگی نمایشنامه نویس مشهور مارتین مک دونا می باشد که درباره استعمار ایرلند توسط انگلیس و تاثیرات آن بر زندگی مردم ایرلند است و به نمایندگی این مردم ، مادر و دختری با دو برادر در همسایگیشان را توصیف کرده، همایون غنی زاده با طراحی بسیار زیبا و کارگردانی خلاق این نمایشنامه را اجرا کرده است.


وقتی روی صندلی ها می نشینی فضای یک دست سفید با طیف رنگی قرمز(سطلها)، نقره ای(ظروف)، مشکی (رادیو) و صندلی تخم مرغی شکل و لباسهای سفید با آستینهای بلند، کیسه های مشکی پای ری، دستکش های مورین، مسواک پاتو، لگن مادر و عینکهای یکدستی که به چشم دارند، جذبت می کند به فضایی که در آن به دنبال اتفاقی خاص می گردی، مثل یک آرامش قبل از طوفان.


فضای سفید و طراحی صحنه و لباسها، تماشاچی را به سرما و پژواک صدا، تضاد و تکرار، چک چک زمان در یک دیوانه خانه می برد، دیوانه خانه ای که فقط مورین متهم به رفتن به آن می شود، در حالی که مادر خود سرکرده دیوانگان است، دیوانه ای که دلت برایش می سوزد، پیرزنی که تنهاست، مخفیانه از ری سیگار می گیرد و در لوله جاروبرقی می کشد، چشم دیدن مردی را ندارد که به مورین نزدیک شود، با دخترش لج می کند، دنبال هم صحبت می گردد ولی رابطه هایش بارور نمی شود، عقیم می ماند، او سالخورده ای تنهاست که از سکوت فراری است، دلش می گیرد.


مگ(همایون غنی زاده): مورین چی می خونی؟بیا حرف بزنیم، من دلم از سکوت می گیره ...
صندلی تخم مرغی شکل کل صحنه و آدمها را حول محور خود قرار داده و مفهوم متن مک دونا را به خوبی بیان کرده،استثمار انگلیس!!!! و مگ که روی آن نشسته و مورین را به استثمار خود در آورده ...
مورین پیر دختری چهل ساله که وسواس شدیدی دارد و از مادر پیرش که هیچ کس حاضر به نگهداریش نبوده نگهداری می کند و مادر جز آزار و اذیت مورین و کثیف کردن خانه ای که در آن مورین وسواس شدید دارد، ندارد.
مورین به شکل مریض واری خانه را تمیز می کند و از حصار خانه بیرون نمی آید،گویی رد پای همه را با شدت زیادی از بین می برد،شبیه یک جور پاک کردن و سابیدن گذشته ها، شاید که محو شوند ...
در این میان بین و او و پاتو رابطه احساسی به وجود می آید و مگ برای اینکه بین آنها فاصله بیندازد، داستان بستری بودن مورین در آسایشگاه روانی را بیان می کند ولی این قضیه مانع آنها نمی شود.
پاتو (مهدی کوشکی): پس مادرت چی ؟ اگه یه ماهم بشه من صبر می کنم
مورین (ویشکا آسایش): یه ماه چیه؟به یه هفته ام نمی کشه ...
پاتو در نامه هایش از مورین می خواهد که با او به آمریکا برود ولی نامه ها به دست مورین نمی رسد و مگ که نمی خواهد مورین برود، نامه ها را در بخاری می سوزاند؛ وقتی مورین این قضیه را می فهمد، ابتدا او را شکنجه می کند و بعد مگ را می کشد و با وسواس شدیدی خون را از دیوار سفید می شوید و چمدان می بندد که نزد پاتو برود ولی ....
مورین مادرش را می کشد که خلاص شود و نزد پاتو برود ولی پاتو ازدواج کرده ....
چقدر مورین شبیه مادر می شود، یک دور تکراری، سیگار می کشد، دستور می دهد، رادیو رو روشن کن...، نه رادیو رو خاموش کن...، روی صندلی می چرخد و از سکوت بیزار است.
چقدر تلخ است، از تلخی دهانت گس می شود....
این که چرا همایون غنی زاده این نمایشنامه را برای این روزهای ما برگزیده، شاید که می خواهد عصر یخبندان بینمان را نشان دهد، رابطه های مریضمان، سرگشتگی وتنهایی، روزمرگی، اینکه چقدر راحت از کنار هم رد می شویم، یکدیگر را دوست نداریم، رابطه هایمان عقیم است.
ری (سعید چنگیزیان): عین مادر خل و چلش می مونه، نشسته سیگار چس دود می کنه، دستور می ده ....
و در نهایت مورین به جای مادرش روی صندلی می نشیند .....
تماشاچی با دهانی گس از این تکرارها از سالن خارج می شود و در نیمه شب تئاتر شهر سرگردان می ماند....

 

 

مصاحبه اختصاصی پشت صحنه با


همایون غنی زاده:
من هر دو تا متن رو دوست داشتم اجرا کنم و به سنگینی کار فکر نمی کردم.ایده های جفت متنها از نظر طراحی صحنه به هم نزدیک بود. من از این فضای سفید برای گودو و لی نین تعریفهای مختلفی دارم.
در لی نین این فضای سفید به استرلیزه بودن و شناخت کاراکترهای نمایش که همه صحبت از مشکلات روحی روانی می کنند،کمک می کنه.این وسواس مورین در این فضای سفید ، اینکه مورین تمیز می کنه و مگ آلوده می کنه،این فضای سرد و سفید که با کوچکترین چیزی کثیف می شه و با تلاش زیادی تمیز می شه.
من دلم خیلی برای مگ می سوزه وقتی دارم نقشش و بازی می کنم،گاهی واقعا دلم برای خودم می سوزه،انسان تنهایی که مدام می گه دلم می گیره،می خواد سکوت بشکنه، می خواد با یه نفر دیالوگ بگه،اینها تم های مشترک بین گودو و لی نین هستند ولی هرکدوم بار معانی خاصی دارند.
دنیای مگ دنیای کوچیکیه،خواسته هاشم خواسته های کوچیکیه و چه رنجی و باید متحمل بشه برای اینکه این خواسته ها رو به دست بیاره،کسی که باهاش حرف بزنه،ولی زبان هم رو نمی فهمن،فرجام زبان و رابطه وجود نداره،در حالی که داره تلاش می کنه رابطه وجود داشته باشه ، رابطه شکل نمی گیره.

 

و

 

ویشکا آسایش:
تئاتر نسبت به تصویر خیلی سخت تره، زحمتی که آدم می کشه برای اینکه به اون حد خوب برسه و کارش و درست انجام بده و تمرکزی که باید خیلی زیاد باشه، تو تصویر اگر اشتباهی بکنی، کات و مسلما از اول، ولی توی تئاتر از این خبرها نیست.
من به عنوان اولین تجربه تئاترم، متن رو اول انتخاب نکردم، دوست داشتم با آقای غنی زاده کار کنم و ایشون تماس گرفتن و گفتن دارن این متن رو کار می کنن و این شانس من بود چون هم طرفدار مک دونا هستم  و هم دوست داشتم با آقای غنی زاده کار کنم.
مورین کاراکتر خیلی پیچیده ای داره، شخصیتش و خیلی دوست دارم، هم دلم می سوزه براش، هم حرصم می ده، هم بد جنسه، هم خوش جنسه، هم یه شخصیت بچه گونه داره، بچه ای که هنوز رشد نکرده و در عین حال می خواد بره دنیای بیرونش و کشف کنه و هم باید از مادرش نگهداری کنه، یه رابطه مریض وار بین مادر و مورین برقراره؛ هم عشق هست، هم تنفر هست، هم بچگی هست ....... این برای من به عنوان اولین تجربه تئاتریم خیلی جذابه
تئاتر برام خیلی جذاب و آموزنده بوده، چون هیچ وقت چنین موقعیتی در سینما به وجود نمیاد که بتونی یک کاراکتر با این پیچیدگی و ریزه کاری رو بازی کنی.

 

عوامل نمایش
طراح و کارگردان: همایون غنی زاده
تهیه کننده: نورالدین حیدری ماهر
مترجم: حمید احیا
بازنویسی، طراحی صحنه و لباس: همایون غنی زاده
طراح چهره پردازی: ماریا حاجیها
طراح نور: رضا خضرایی
طراح پوستر و بروشور: یحیی پاکدل
انتخاب موسیقی: محمد غنی زاده
افکت و تنظیم موسیقی: فرشاد پاسدار
امور بین الملل: پویا منشی زاده، شایا قاسم پوری
دستیار طراح لباس: الهام جعفری معین
جامه دار: شهرزاد کاظمی فروز
گروه کارگردانی: سعید غفاری، سمیرا یوسفی، قاسم غضنفری، حمید قامتی
ساخت آکسسوار: سعید غفاری
مدیر روابط عمومی: محرم براتی
مشار رسانه ای: درنا مدنی
تبلیغات فضای مجازی: امیر قالیچی، نوید آغاز، شایا قاسم پوری
دوخت لباس: پروانه زارعی، مریم رفیعی
انیماتور: ابراهیم خبازی
عکاس: آوا کیایی
ساخت تیزر: مسعود پاکدل، مجید یوسف زاده
سرپرست گروه دکور: امیر حسین بابائیان
طراح فنی: محسن رستگار
ساخت قطعات چوبی: احمد بابائیان، محمدرضا جنیدی
ساخت قطعات پلاستوفوم: مرتضی متقی، حمید صادقی، خشایار برزگر
دستیاران دکور: ایمان جنانی، علیرضا حبیبی، سعید فرهنگی، ایمان علیرضا تبریزی، آرمان خسروی

 

تهیه گزارش: ساینا عطایی و طاها گلکار (تاگو)


 

به اشتراک گذاشتن
این ویدئو را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
به زودی در پشت صحنه
پشت صحنه های زیر در مرحله تولید هستند، با عضویت در خبرنامه سایت با ما همراه باشید.
  • پشت صحنه نمایش قصر
  • پشت صحنه نمایش دل سگ
  • پشت صحنه نمایش همه چیز درباره آقای ف
  • پشت صحنه نمایش ناقوس ها برای چی ن به صدا در می آیند؟
  • پشت صحنه نمایش رد پای صورتی
  • پشت صحنه نمایش مسخ
  • پشت صحنه نمایش در اعماق
  • پشت صحنه نمایش هیولا خوانی
  • گزارش کامل جشنواره امید
  • پشت صحنه فیلم سینمایی ارغوان
عضویت در خبرنامه
با عضویت در خبرنامه سایت میتوانید از آخرین ویدئو ها و امکانات اضافه شده به سایت با خبر شوید.
.تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت و ویدئوهای اختصاصی آن برای موسسه فرهنگی و هنری گل محفوظ می باشد
Powered by Golgraphic